خفرگ

لغت نامه دهخدا

خفرگ. [ خ َرَ ] ( ص ) سست رگ. بی غیرت. خفرق. رجوع به خفرق در این لغت نامه شود.

فرهنگ معین

(خَ رَ ) (ص. ) ۱ - پلید، گنده. ۲ - سست - رگ، بی غیرت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) گنده و پلید.
سست رگ بی غیرت

ویکی واژه

پلید، گنده.
سست - رگ، بی غیرت.

جمله سازی با خفرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این خفرگی موی کالیده‌ای بدی، سرکه در روی مالیده‌ای

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز