لغت نامه دهخدا
خفرگ. [ خ َرَ ] ( ص ) سست رگ. بی غیرت. خفرق. رجوع به خفرق در این لغت نامه شود.
خفرگ. [ خ َرَ ] ( ص ) سست رگ. بی غیرت. خفرق. رجوع به خفرق در این لغت نامه شود.
(خَ رَ ) (ص. ) ۱ - پلید، گنده. ۲ - سست - رگ، بی غیرت.
( صفت ) گنده و پلید.
سست رگ بی غیرت
پلید، گنده.
سست - رگ، بی غیرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این خفرگی موی کالیدهای بدی، سرکه در روی مالیدهای