خرده ریز

لغت نامه دهخدا

خرده ریز. [ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) آشغال. ریزه پیزه. خرت و پرت. چیزهای بسیار کوچک.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) (عا. ) ۱ - اشیاء کم ارزش، چیزهای کم فایده یا بیهوده. ۲ - باقی ماندة هر چیز، آشغال.

فرهنگ عمید

چیزهای خُرد، کم بها، پراکنده، و بیهوده.

فرهنگ فارسی

آشغال ریزه پیزه

ویکی واژه

(عا.)
اشیاء کم ارزش، چیزهای کم فایده یا بیهوده.
باقی ماندة هر چیز، آشغال.

جمله سازی با خرده ریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و این که آنچه دنیا می پذیرد، خرده ریزی بیش نیست

💡 غشی، خرده ریزهای پیرمرد را برمی‌دارد، اما می‌گذارد کتابش را نگاه دارد.

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز