خدمات محدود
متضادها
خدمات گسترده، خدمات نامحدود
فرهنگستان زبان و ادب
{limited service} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای، حمل ونقل ریلی] نوعی خدمات حمل ونقل عمومی که فقط در مدت زمان مشخصی از روز یا در ایستگاه های معین یا به جمعیت خاصی ارائه می شود
ویکی واژه
نوعی خدمات حملونقل عمومی که فقط در مدتزمان مشخصی از روز یا در ایستگاههای معین یا به جمعیت خاصی ارائه میشود.
جمله سازی با خدمات محدود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وزرای حمل و نقل کشورهای عضو اتحادیه اروپا گفتند یک منطقه پرواز ممنوع، یک منطقه مجاز برای همه پروازها و یک منطقه سوم برای خدمات محدود اعلام میشود. این تصمیم درحالی اتخاذ شد که بریتانیا، هلند، فرانسه و بلژیک گفتند بازگشایی آسمانهایشان برای پروازها را شروع خواهند کرد. همچنین دو شرکت آلمانی لوفتهانزا و ایر برلین روز دوشنبه برای بازگرداندن هزاران مسافر سرگردان به آلمان از ممنوعیت پرواز معاف شدند.
💡 به دلیل بروز مشکلات فنی در شبکه برق، شرکت مسئول اعلام کرد که در مناطق روستایی تنها خدمات محدود و ضروری به مدت دو روز ارائه خواهد شد.
💡 کاربرانی که از نسخه رایگان این نرمافزار استفاده میکنند، تنها به خدمات محدود دسترسی دارند و برای استفاده از قابلیتهای پیشرفته باید اشتراک ویژه خریداری کنند.
💡 در طول دوران قرنطینه، به دلیل محدودیتهای بهداشتی، بسیاری از مراکز تجاری تنها با خدمات محدود و با رعایت پروتکلهای ایمنی فعالیت خود را ادامه دادند.