لغت نامه دهخدا
خبایث. [ خ َ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) خبائث. رجوع به خبائث شود.
خبایث. [ خ َ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) خبائث. رجوع به خبائث شود.
(خَ یِ ) (ص. اِ. ) جِ خبیث.
پلیدی ها.
جمع خبیثه
(صفتاسم ) جمع خبیث پلیدی ناپاکها.
خبائث
جِ خبیث.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و شریفترین علمها معرفت خدای تعالی است و معرفت حضرت الهیت که مشتمل است بر ملایکه و کتب و رسل و شرایع و انبیا و تدبیر ملک و ملکوت و دنیا و آخرت. و صدیقان و انبیا محبوب از آنند که ایشان را در این معلوم کمالی هست. دوم با قدرت آید چون قدرت ایشان بر اصلاح نفس خود و اصلاح بندگان خدای تعالی و سیاست ایشان و به نظام داشتن مملکت دنیا و نظام حقیقت دین. سیم با تنزیه آید و پاکی از عیب و نقص و خبایث اخلاق باطن و محبوب از ایشان این صفات است نه افعال ایشان. که هر فعل که نه به سبب این صفات بود آن محمود نبود، چون فعلی که به نفاق بود یا به غفلت بود. پس هرکه بدین صفات به کمال تر بود دوستی وی زیادت بود.
💡 بس کسا کز خمر ترک دین کند بی شکی، امالخبایث این کند