خاتمه دادن

مترادف‌ها

پایان دادن، تمام کردن، اتمام کردن، ختم کردن

متضادها

شروع کردن، آغاز کردن

فرهنگ معین

( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) پایان دادن امری را، به پایان رسانیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پایان دادن امری را بپایان رساندن.

ویکی واژه

concludere
پایان دادن امری را، به پایان رسانیدن.

جمله سازی با خاتمه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در روز بیستم فروردین ماه ۱۳۹۶ پیمان و لیلا رجبی در دفتر مدیریت مجموعه ورزشی شهید کشوری تهران حاضر شدند و به اختلافات و سوء تفاهمات با احسان مهاجرشجاعی خاتمه دادند و به اصطلاح آشتی کردند.

💡 سرانجام در ۱۷ اوت ۱۵۸۵، آنتورپ تسلیم شد. بسیاری از مردم آنتورپ به سمت شمال حرکت کردند و به دوران طلایی این شهر که حدود یک قرن به طول انجامید خاتمه دادند. از جمعیت ۱۰۰٬۰۰۰ نفری در آنتورپ قبل از محاصره، فقط ۴۰٬۰۰۰ نفر باقی ماند. بسیاری از بازرگانان ماهر آنتورپ در مهاجرت پروتستانها به شمال شرکت داشتند و بنیان تجاری " عصر طلایی هلند " را در شمال استانهای متحد بنا نهادند. آمستردام امروزی نتیجه همین مهاجرت بود.

💡 هدف از برگزاری این نشست‌های مدیریتی، در نهایت خاتمه دادن به فرآیند تصمیم‌گیری‌های طولانی و رسیدن به یک توافق جمعی و سازنده میان مدیران است.

💡 دولت تلاش‌های زیادی را برای خاتمه دادن به بحران‌های اقتصادی و بهبود وضعیت معیشتی مردم در سال‌های اخیر به کار بسته است تا ثبات برقرار شود.

💡 هدف اصلی نویسنده در انتهای رمان، خاتمه دادن به این داستان پرماجرا با یک پایان‌بندی بسیار غافلگیرکننده و در عین حال منطقی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران