حمحم

لغت نامه دهخدا

حمحم. [ ح ِ ح ِ / ح ُح ُ ] ( ع ص ) سخت سیاه. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) یک نوع مرغی است. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
حمحم. [ ح ُ ح ُ ] ( ع اِ ) بلغت اهل شام لسان الثور یعنی گاوزبان را گویند وآن دوایی است که بعربی لسان الحمل خوانند و بعضی خاکشی را گفته اند و آن علفی است که شتر آنرا برغبت تمام خورد. ( برهان ). گل گاوزبان و ورک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(حِ حِ یا حُ حُ ) [ ع. ] (اِ. ) گل گاوزبان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گاو زبان
سخت سیاه یک نوع مرغی است

ویکی واژه

گل گاوزبان.

جمله سازی با حمحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال ابن عباس: المراد بها خیول الغزاة اقسم اللَّه بها شرفا للغزاة. و قال علی (ع) و ابن مسعود: انّها ابل الحاجّ، اقسم اللَّه بها تشریفا للحاجّ و الضّبح من الإبل النّفس و من الخیل الحمحمة.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز