حرجول

لغت نامه دهخدا

حرجول. [ ح َ ] ( ع اِ ) حَرجُل. حرجوان. ازیراکس. ازیراکن ( مصحف ازیراکس ). رجوع به حَرجُل و حرجوان شود.

فرهنگ معین

(حَ ) [ ع. حرجل ] (اِ. ) نوعی ملخ، میگو.

ویکی واژه

حرجل
نوعی ملخ، میگو.

جمله سازی با حرجول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در محبت رهنورد جاده ی دردیم و بس چون سحرجولان ما بیرون چاک سینه نیست

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز