جوش پیوسته
مترادفها
غلیان مداوم
فرهنگستان زبان و ادب
{continuous weld} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب] جوشی که در سرتاسر اتصال ادامه دارد
ویکی واژه
جوشی که در سرتاسر اتصال ادامه دارد.
جمله سازی با جوش پیوسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خفتهست و برجستهست دل در جوش پیوستهست دل چون دیگ سربستهست دل در آتشش کرده وطن