جهات اصلی
مترادفها
جنبههای اصلی، محورهای اصلی
متضادها
جهات فرعی
لغت نامه دهخدا
جهات اصلی. [ ج ِ ت ِ اَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شمال، جنوب، مشرق و مغرب.
فرهنگ فارسی
شمال جنوب مشرق و مغرب
فرهنگستان زبان و ادب
{cardinal points} [علوم نظامی] چهار جهت اصلی صفحۀ قطب نما یا صفحۀ افق که شامل جنوب و شمال و شرق و غرب است
ویکی واژه
چهار جهت اصلی صفحۀ قطبنما یا صفحۀ افق که شامل جنوب و شمال و شرق و غرب است.
جمله سازی با جهات اصلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آنجا که باد در همه جهات قدرت وزیدن داشت، ائکاتل با تمام جهات اصلی مرتبط بود. معبد او به صورت یک سیلندر ساخته شده بود تا مقاومت هوا را کاهش دهد، و گاهی با دو نقاب جلوآمده یا بیرونزده تصویر میشود که نمایانگر وزش باد میباشند.
💡 با تکثیر نسخههای کتابهای حدیثی و مخصوصاً پس از چاپ و انتشار مجموعههای حدیثی و با از رسمیت افتادن درس حدیث، جهات اصلی که منظور از اجازه بود از بین رفت و فقط جنبه تشریفاتی باقی ماند.
💡 برای درک صحیح از بحرانهای اقتصادی فعلی، باید تمامی جهات اصلی از جمله نرخ تورم، نرخ ارز و میزان بیکاری را به دقت بررسی کرد.
💡 در نگارش یک مقاله علمی معتبر، توجه به جهات اصلی موضوع و ارائه استدلالهای منطقی برای متقاعد کردن خوانندگان اهمیت بسیار زیادی دارد.
💡 تحلیلگران معتقدند که تغییر در جهات اصلی استراتژیهای سیاسی، میتواند پیامدهای گستردهای برای روابط دیپلماتیک میان کشورهای منطقه داشته باشد.