تیز عنان

لغت نامه دهخدا

تیزعنان. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) تندرفتار. تیزتگ. جلد و تندرو. سریعالسیر:
ره بر و شخ شکن و شاددل و تیزعنان
خوش رو و سخت سم و پاک تن و جنگ آغاز.منوچهری.نوفل ز نفیر و زاری او
شد تیزعنان به یاری او.نظامی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تند رفتار تیز تگ جلد و تند رو

جمله سازی با تیز عنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ره بر و شخ شکن و شاد دل و تیز عنان خوش رو و سخت سم و پاک تن و جنگ آغاز

💡 باد بر دست جنیبت‌کش فرمانت روان فلک تیز عنان تا به ابد نرم لگام

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز