جذب‌کردن

مترادف‌ها

جذب کردن، کشیدن، جذب نمودن

متضادها

دفع کردن، دور کردن، پس زدن

لغت نامه دهخدا

جذب کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشیدن. بسوی خود کشیدن. ( ناظم الاطباء ). در خویشتن چیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). التسقی؛ خون و مانند آن در خویشتن چیدن. ( تاج المصادر بیهقی ):
از بس که کند جذب رطوبت خطرش نیست
گر ساغر چینی ز هوا بر حجر آید.عرفی شیرازی ( ارمغان آصفی ).رجوع به جذب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ربودن بسوی خود کشیدن جلب کردن طوری تکلم میکند که هم. شنودگان را جذب میکند. ) )

جمله سازی با جذب‌کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با این حال، اتم موجود در آزمایش دانشمندان دانشگاه چالمرز برای ساطع‌کردن و جذب‌کردن انرژی در شکل صوت طراحی شده بود.

💡 هدف اصلی این کمپین تبلیغاتی، جذب‌کردن نسل جوان به سمت استفاده از محصولات دوست‌دار محیط زیست و کاهش مصرف پلاستیک در زندگی روزمره است.

💡 مدیریت منابع انسانی باید روش‌های جدیدی را برای جذب‌کردن نیروهای متخصص و بااستعداد در پروژه‌های پیچیده تکنولوژیک سازمان به کار بگیرد.

💡 گران شدن قیمت محصولات در بازار جهانی باعث شده است که بسیاری از مصرف‌کنندگان، تمایل به جذب‌کردن کالاهای ارزان‌تر و کم‌کیفیت‌تر پیدا کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران