جا داشتن

لغت نامه دهخدا

جا داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) گنجایش داشتن. ظرفیت داشتن. وسعت داشتن. || نگاهبان ساختن. کسی را به نگاهبانی گماشتن:
بنوبت تو جا دار از پاسبان
کسانی که هم گرد و هم پهلوان.اسدی.

فرهنگ معین

(تَ )(مص ل. )۱ - گنجایش داشتن، ظرفیت داشتن. ۲ - نگاهبان ساختن. ۳ - (عا. ) سزاوار بودن.

ویکی واژه

گنجایش داشتن، ظرفیت داشتن.
نگاهبان ساختن.
سزاوار بودن.

جمله سازی با جا داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن اثیر، مجدالدین ابوالسعادات، مولف جامع الاصول و النهایه در زمینه ی نوادر حدیث، از بزرگانی بود که نزد پادشاهان منزلتی بجا داشتند و منصب های مختلفی را بعهده گرفته بود.

💡 برآمیختند آن کجا داشتند به گاه خورش دوک بگذاشتند

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز