ثابت شدن
مترادفها
استقرار یافتن، پابرجا شدن، تثبیت شدن، استوار شدن
متضادها
تغییر کردن، متغیر شدن، ناپایدار شدن
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) محقق شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) محقق شدن مبرهن شدن مدلل شدن درست گشتن.
ویکی واژه
محقق شدن.
جمله سازی با ثابت شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آیات «الم نجعل الارض مهاداً و الجبال اوتاداً» در سوره النبا آیه ۷ و «القی فی الارض رواسی اَن تمید بکم» در سوره لقمان آیه ۱۰ توسط زمینشناس مصری به نام زغلول النجار به این معنی تفسیر شد که کوهها مانند میخ عمل میکنند و به سمت داخل زمین ریشه دارند و سبب ثابت شدن و عدم لرزش زمین میشوند درحالیکه در علم زمینشناسی چنین ادعایی نشدهاست.
💡 با وجود اینکه فناوریهای لازم برای اتوماسیون خانگی هماکنون هم فراهم هستند، اما به دلیل ارزان بودن انرژی و هزینههای اقتصادی زیاد آن موقع اجرا و نیز دیدگاه مصرفکنندگان به آن، به عنوان راهحلهایی پیچیده برای مسائل ساده، مانع گسترش آن میشوند. اما امید است که در آینده با ثابت شدن استانداردهای اتوماسیون خانگی و همگرایی فناوریهای مختلف و فراهم آورندگان خدمات این موانع برطرف شوند.
💡 پس از انجام آزمایشهای بسیار دقیق در آزمایشگاههای معتبر، بالاخره نتایج علمی مربوط به اثربخشی این دارو جدید بر روی بیماران کاملاً ثابت شد.
💡 با ارائه مدارک و مستندات کافی به دادگاه، حقیقت ماجرای حادثه رانندگی برای قاضی پرونده کاملاً ثابت شد و حکم بیگناهی صادر گردید.
💡 با گذشت زمان و بررسیهای مداوم تاریخی، این موضوع که آن تمدن باستانی بسیار پیشرفته بوده است، برای بسیاری از باستانشناسان کاملاً ثابت شد.