فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) محقق شدن.
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) محقق شدن.
( مصدر ) محقق شدن مبرهن شدن مدلل شدن درست گشتن.
محقق شدن.
💡 آیات «الم نجعل الارض مهاداً و الجبال اوتاداً» در سوره النبا آیه ۷ و «القی فی الارض رواسی اَن تمید بکم» در سوره لقمان آیه ۱۰ توسط زمینشناس مصری به نام زغلول النجار به این معنی تفسیر شد که کوهها مانند میخ عمل میکنند و به سمت داخل زمین ریشه دارند و سبب ثابت شدن و عدم لرزش زمین میشوند درحالیکه در علم زمینشناسی چنین ادعایی نشدهاست.
💡 با وجود اینکه فناوریهای لازم برای اتوماسیون خانگی هماکنون هم فراهم هستند، اما به دلیل ارزان بودن انرژی و هزینههای اقتصادی زیاد آن موقع اجرا و نیز دیدگاه مصرفکنندگان به آن، به عنوان راهحلهایی پیچیده برای مسائل ساده، مانع گسترش آن میشوند. اما امید است که در آینده با ثابت شدن استانداردهای اتوماسیون خانگی و همگرایی فناوریهای مختلف و فراهم آورندگان خدمات این موانع برطرف شوند.