تو دل برو
مترادفها
محبوب، عزیز، دلنشین، دوستداشتنی
متضادها
بیزار، سرد، بدجنس
فرهنگ معین
(دِ بُ رُ ) (ص. ) (عا. ) دوست داشتنی، جذاب.
ویکی واژه
(عا.)
دوست داشتنی، جذاب.
جمله سازی با تو دل برو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از زلف تو دل برون گرفتم مطلب آسان تر صلح چون گرفتم مطلب
💡 آن کودک کوچک با آن چشمهای درخشان و لبخند همیشگیاش، بسیار تو دل برو است و هر کسی که او را ببیند، بلافاصله عاشقش میشود.
💡 شخصیت او بسیار صمیمی و تو دل برو است، به طوری که در اولین برخورد با افراد جدید، میتواند به راحتی با آنها ارتباط برقرار کند.
💡 بازی با این حیوان خانگی بسیار لذتبخش است زیرا او بسیار تو دل برو و مهربان است و همیشه خودش را به دوش انسانها میاندازد.