فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نظم دادن بسامان کردن مرتب ساختن. ۲ - بهم پیوسته کردن.
( مصدر ) ۱ - نظم دادن بسامان کردن مرتب ساختن. ۲ - بهم پیوسته کردن.
coordinare
compilare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدمه بعد از دو روز بیحادثه آماده ورود مجدد به جو زمین شدند. کامپیوتر ورود مجدد را کنترل میکرد و خدمه پشت فضاپیما را به سمت زمین تنظیم کردند. اگر کامپیوتر از کار میافتاد، بورمن هدایت را در اختیار میگرفت.
💡 در سال ۱۳۲۰، آلن مک دانیل به همراه چند نفر دیگر از اعضای محفل ملی بهائی آمریکا یک شکایت قضائی علیه سهراب با هدف متوقف کردن او از استفاده از نام بهائی تنظیم کردند. محفل ملی گمان کرده بود که این استفاده از نام بهائی باعث شدهاست که افراد گمان کنند که او نمایندهٔ رسمی آئین بهائی بوده و با آن مرتبط است.