تلفن زدن
مترادفها
تماس گرفتن، تلفن کردن
لغت نامه دهخدا
تلفن زدن. [ ت ِ ل ِ ف ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه عمل مکالمه تلفن. تلفن کردن. رجوع به تلفن کردن و تلفن شود.
فرهنگ فارسی
در تداول عامه مکالمه تلفن تلفن کردن.
جمله سازی با تلفن زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 افعال در زبان ترکی تکجزئی و یکتکه هستند. ساختن فعل با استفاده از افعال معین یا افعال کمکی به افعالی منحصر است که از زبان عربی یا فارسی به ترکی آذربایجانی وارد شدهاند. این ویژگی انعطافپذیری قابل توجهی در زبان ترکی آذربایجانی برای ساختن واژههای جدید حتی با استفاده از وامواژهها ایجاد میکند. مثال: تلفن، تلفنلاشماق (تلفن زدن).
💡 او تمام عصر را مشغول تلفن زدن با دوستان قدیمیاش بود و اصلاً متوجه گذر زمان و تاریک شدن هوا در اتاق نشناخت.
💡 قبل از اینکه از خانه خارج شوی، حتماً فراموش نکن که برای هماهنگی بیشتر، یک بار تلفن زدن به مدیریت هتل را انجام دهی.
💡 در دنیای امروز، تلفن زدن برای حل مشکلات پیچیده گاهی بسیار سریعتر و موثرتر از ارسال پیامهای طولانی و زمانبر در شبکههای اجتماعی است.