تلاصق

مترادف‌ها

چسبندگی، پیوستگی، اتصال

فرهنگ معین

(تَ صُ ) [ ع. ] (مص ل. ) به هم چسبیدن، متصل شدن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) بهم چسبیدن متصل شدن. ۲ - ( اسم ) چسبیدگی اتصال. جمع: تلاصقات.

ویکی واژه

به هم چسبیدن، متصل شدن.

جمله سازی با تلاصق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این سوره و الصافات صد و هشتاد و دو آیت است و هشتصد کلمه و سه هزار و هشتصد و بیست و شش حرف جمله به مکه فرو آمد باتفاق مفسّران آن را مکّی شمرند و در این سوره ناسخ و منسوخ نیست مگر چهار آیت، از ان چهار هر دو آیت متلاصق یکدیگر، یکی: «وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّی حِینٍ وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ» دیگر: «وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّی حِینٍ وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ» این چهار آیت بآیت سیف منسوخ‌اند. و در بیان فضیلت این سوره ابیّ کعب روایت کند از مصطفی علیه الصّلاة و السّلام‌

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران