تفتیق

لغت نامه دهخدا

تفتیق. [ ت َ ] ( ع مص ) شکافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پاره کردن و شکافتن. ( آنندراج ):
جهد فرعونی چو بی توفیق بود
هرچه او می دوخت آن تفتیق بود.مولوی.|| گشادن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || تکثیر. || تلخیص و بیان شعر و یقال للشاعر: فتق و لاتشقق. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) کهنه شدن، شکافتن، دریدن.

ویکی واژه

کهنه شدن، شکافتن، دریدن.

جمله سازی با تفتیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او می‌دوخت آن تفتیق بود

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز