تعزیز. [ ت َ ] ( ع مص ) ارجمند گردانیدن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عزیز گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عزیز کردن. ( دهار ). || تعظیم. ( اقرب الموارد ). || نیرومند کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). قوی کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). توانا کردن. و منه قوله تعالی: فعززنا بثالث. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر هم نشاندن باران زمین را. || دشوار کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ارجمند گردانیدن، عزیز کردن.
۱. عزیز کردن، ارجمند گردانیدن.
۲. بزرگ داشتن.
۳. توانا کردن.
۱ - ( مصدر ) عزیز کردن ارجمند کردن.
ارجمند گردانیدن تعظیم
ارجمند گردانیدن، عزیز کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز حکم حق کند پس هر که تقصیر بود واجب ورا تنبیه و تعزیز
💡 گفت کآزادیخواهان دیار کشمر برگزیدند به تکریم و به تعزیز مرا
💡 منسوبان متوفی، آن ستون بلوری را یک سال تمام از تاریخ مرگ در خانه نگه میدارند و میوههای نوبر را مرتباً برای آن میبرند و باتقدیم قربانیها، مرده را تعزیز و تکریم میکنند و همین که یک سال گذشت، آن ستون را حمل کرده در حومهٔ شهر میگذارند.