تسمهای
مترادفها
بنددار
فرهنگستان زبان و ادب
{lorate, loratus, loriformis} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل تسمۀ نسبتاً بلند با دو حاشیۀ موازی در گیاهان
ویکی واژه
ویژگی بخش یا اندامی به شکل تسمۀ نسبتاً بلند با دو حاشیۀ موازی در گیاهان.
جمله سازی با تسمهای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این اثر یکی از تأثیرگذارترین آثار مربوط به انقلاب ۱۸۳۰ فرانسه است. زنی را نیمه برهنه که سمبل آزادی است به همراه پرچم فرانسه در یک دست و اسلحهای در دست دیگر را در صف اول انقلابیون نشان میدهد. وی با پر کردن جای انقلابیون کشتهشده و نیز با نگاه به سمت چپ خود که به دو قشر جامعه، یعنی قشر بورژوازی که به وسیلهٔ کت و شلوار و کراوات و کلاه استوانهای نشان داده شده و قشر کارگر که به وسیلهٔ شلوار تسمهای و کلاه گرد پشمی نشان داده شده، اشاره میشود، جمعیت را به سوی «پیروزی» راهنمایی میکند.
💡 انبر قفلی معمولی در تصویر روبرو دیدهمیشود. انبر قفلی سرفَک که به نوع تسمهای هم معروف است.
💡 برای بستن محکم جعبههای بزرگ و سنگین در هنگام جابهجایی با کامیون، از یک تسمهای مقاوم و با کیفیت بالا استفاده شد تا از سقوط آنها جلوگیری شود.
💡 آن ساعت قدیمی که در ویترین نمایشگاه بود، دارای یک بند چرمی و تسمهای بسیار ظریف بود که ارزش تاریخی و هنری آن را دوچندان میکرد.
💡 مکانیک خودرو پس از بررسی دقیق، متوجه شد که تسمهای موتور بر اثر فرسودگی بیش از حد، نیاز به تعویض فوری دارد تا از آسیب به موتور جلوگیری شود.