ترشح کردن
مترادفها
ریزش کردن، بیرون دادن
متضادها
جذب کردن، مکیدن
فرهنگستان زبان و ادب
{secrete} [زیست شناسی] عمل تولید و خروج موادی با اثر کاراندام شناختی خاص از برخی یاخته ها و غده ها
ویکی واژه
عمل تولید و خروج موادی با اثر کاراندامشناختی خاص از برخی یاختهها و غدهها.
جمله سازی با ترشح کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ترشح کردن ابر کف کافیش داشت محتشم از پیشتر چشم تفقد بیشتر