فرهنگ معین
(تَ حَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برانگیخته شدن.
(تَ حَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برانگیخته شدن.
۱- ( مصدر ) بر انگیخته شدن. ۲- ( اسم ) آغالش. توضیح این لغت در قاموسهای عربی نیامده اما در مرزبان نامه مکرر استعمال شده از آن جمله (( داعی. طلب پادشاهی و فرماندهی بر شما و دیگر انواع در باطن من پدید آورد و تحرض وتعرض من ( بر ) مهتری و سروری شما بیفزود ( مرزبان نامه چاپ ۱۳۱۷تهران.۱۶۵ و ظاهرا منشائ توهم مولف این کتاب وجود (( تحریض ) ) است (( قزوینی مرزبان نامه. ایضا )
برانگیخته شدن.
💡 وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا یعنی الرّسول و لو تحرض و اختلق علینا و اتی بشیء من عند نفسه او زاد فی القرآن او نقص منه.