تحجب

لغت نامه دهخدا

تحجب. [ت َ ح َج ْ ج ُ ] ( ع مص ) در پرده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ).

فرهنگ معین

(تَ حَ جُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) در پرده شدن، محجوب گشتن.

فرهنگ عمید

در پرده شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) در پرده شدن محجوب گشتن.

ویکی واژه

در پرده شدن، محجوب گشتن.

جمله سازی با تحجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلا تحجب بانسان فقد اعطاک برهانا برون آ از حجاب خود نگر برهان ما پیدا

💡 «تَظُنُّ» ای یتیقّن أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ داهیه عظیمة من العذاب و الفاقرة الدّاهیة العظیمة و «الأمر الشّدید الّذی یکسر فقار الظّهر و منه سمّی الفقر فقرا لانّه یکسر الفقار لشدّته. قال ابن زید: هی دخول النّار. و قال الکلبی: هی ان تحجب عن رؤیة الرّبّ عزّ و جلّ.

💡 فلا تحجب باکوان و شاهد وجهه فیها ولاتکفر بآیات وخذ من تلک ایمانا

💡 لا تحجبنک اشکال تشاکلها عمن تشکل فیها فهیاستار

💡 گفت اذا جاء القضا ضاق الفضا تحجب الابصار اذ جاء القضا

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز