لغت نامه دهخدا
تبه کاری. [ ت َ ب َه ْ ] ( حامص مرکب ) تباه کاری:
زود میرند از تبه کاری
چه سفیدیست در سیه کاری.مکتبی.رجوع به تباهکاری شود.
تبه کاری. [ ت َ ب َه ْ ] ( حامص مرکب ) تباه کاری:
زود میرند از تبه کاری
چه سفیدیست در سیه کاری.مکتبی.رجوع به تباهکاری شود.
تباه کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد باکوگو و تودوروکی (هم کلاسی میدوریا و پسر سخت بنیاد) در آزمون مجوز موقت پذیرفته شده و میدوریا در جشنواره مدرسه تبهکاری را دستگیر میکند
💡 دوستی بیسبب آن روز عجب بود بلی دور دوران تبهکاری و خودرایی بود
💡 تنشهای قومی در جمهوری آفریقای مرکزی تاکنون منجر به فرار ۱۰ درصد از مردم شدهاست. بهرغم حضور ۱۱ هزار نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد، هنوز بسیاری از بخشهای این کشور تحت کنترل نیروهای شورشی و باندهای تبهکاری است.
💡 از خردمندی جدا و با تبهکاری قرین از ذکاوت برکنار و با سفاهت توأمان
💡 متئو (با بازی مارلون براندو) به دنبال باز پس گیری اسب خودش است که توسط تبهکاری مکزیکی به سرقت رفته…