تایمر

مترادف‌ها

زمان‌سنج

فرهنگ معین

(مِ ) [ انگ. ] (اِ. ) سوییچ ساعتی، نوعی ابزار که به وسیلة آن می توان دستگاهی را در فاصلة زمانی معینی روشن یا خاموش کرد.

ویکی واژه

سوییچ ساعتی، نوعی ابزار که به وسیلة آن می‌توان دستگاهی را در فاصلة زمانی معینی روشن یا خاموش کرد.

جمله سازی با تایمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کنترل یک فرایند تولید با توالی مناسب، به ویژه فرآیندهایی که شامل گروهی از ماشین آلات و تجهیزات انتقال مواد است، به‌طور سنتی توسط کلیدها، رله‌ها، تایمرها، شمارنده‌ها و سایر دستگاه‌هایی که با اصول مکانیک، الکترومکانیک یا پنوماتیک کار می‌کنند، انجام می‌شد.

💡 برای جلوگیری از سوختن کیک در فر، من حتماً از یک تایمر دیجیتال بسیار دقیق برای تنظیم زمان پخت استفاده می‌کنم تا نتیجه عالی شود.

💡 در مسابقات دو سرعت، استفاده از تایمرهای بسیار حساس برای ثبت دقیق زمان شرکت‌کنندگان و تعیین برنده اصلی، یک ضرورت بسیار بزرگ است.

💡 او برای مدیریت بهتر زمان مطالعه خود، یک تایمر کوچک روی میز کارش قرار داد تا بتواند هر بخش از دروس را مدیریت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران