لغت نامه دهخدا
بی قاعده. [ ع ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قاعده ) بی نظم و ترتیب. ( آنندراج ). بی نظم و بدون ترتیب. || بدون اساس. ( ناظم الاطباء ). || ناصحیح و نادرست. ( ناظم الاطباء ). برخلاف رسم. و رجوع به قاعده شود.
بی قاعده. [ ع ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قاعده ) بی نظم و ترتیب. ( آنندراج ). بی نظم و بدون ترتیب. || بدون اساس. ( ناظم الاطباء ). || ناصحیح و نادرست. ( ناظم الاطباء ). برخلاف رسم. و رجوع به قاعده شود.
۱. بی نظم وترتیب، ناآراسته.
۲. بی اساس.
( صفت ) ۱ - بی نظم بی ترتیب. ۲ - نادرست ناصحیح.
بی قاعده (آلبوم نلی فورتادو). بی قاعده ( به انگلیسی: Loose ) سومین آلبوم استودیویی خوانندهٔ پاپ نلی فورتادو است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باشد نمک صحبت احباب سخن بی قاعده اش صرف مکن شور مکن
💡 تا تیغ زدی جان طلبی قاعدهٔ کیست بسمل شدگانرا بطپیدن نگذارند
💡 اندک خور و اندکی مرا ده ساقی بی قاعده نی بنوش و نه بیجا، ده