بندیل

فرهنگ معین

(بَ ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - وسیله و بار سفر. ۲ - واحد شمارش ورق فلزی.

ویکی واژه

فارسی.
(عا.)
وسیله و بار س
واحد شمارش ورق فلزی.

جمله سازی با بندیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آنجایی که ابوالفضل مخالف به سلطنت رسیدن سلیم پسر اکبرشاه بود او در ۱۰۱۱ ق/۱۶۰۲ م فرمان قتل علامی را به ویرسینگ، راجهٔ بندیله که بعدها به حکومت اورچها رسید داد و ابوالفضل در نزدیکی ناوار در ایالت مادیا پرادش هند به قتل رسید. اکبرشاه به این سبب هرگز سلیم را نبخشید.

💡 بزرگش کرد و بر دولت ستم شد میان قوم بندیله علم شد

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز