«بلغونه» واژهای است که در متون قدیم فارسی و عربی برای اشاره به مادهای آرایشی به کار رفته است و کاربرد آن بیشتر در زندگی زنان بوده است. این کلمه به نوعی سرخاب یا رنگسرخ اشاره دارد که زنان برای آرایش گونههای خود استفاده میکردند. هدف از استعمال «بلغونه» ایجاد رنگ سرخ و طبیعی روی گونهها بود تا چهره حالت شادابی و جوانی پیدا کند. این ماده آرایشی در گذشته اهمیت فرهنگی و زیباییشناسی داشت و بخشی از آداب و رسوم زنانه به شمار میرفت. استفاده از «بلغونه» به گونهای بود که رنگی ملایم و طبیعی به پوست میبخشید و حالت سرزنده بودن صورت را تقویت میکرد. در متون شعری و ادبی، گاهی از سرخ شدن گونهها با «بلغونه» برای توصیف زیبایی و طراوت زنان یاد شده است. این واژه نشاندهنده اهمیت توجه به زیبایی و آرایش در فرهنگهای سنتی و زندگی روزمره زنان بود. کاربرد این واژه در متون قدیمی فارسی و عربی ثبت شده و امروز بیشتر به عنوان اصطلاح تاریخی و فرهنگی شناخته میشود.
بلغونه
لغت نامه دهخدا
بلغونه. [ ب ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) گلگونه، و آن غازه ای باشد که زنان بر رو مالند و روی را سرخ گردانند.( برهان ) ( آنندراج ). سرخاب. سرخاب زنان:
صبا سپیده بلغونه کرده بر گل سیب
بنفشه برزده سر همچو نیزه از لب جوی.نزاری.
فرهنگ معین
(بُ نِ ) ( اِ. ) سرخاب.
فرهنگ عمید
= سرخاب
ویکی واژه
سرخاب.