بلغاق
بلغاق به معنای آشوب، شور و غوغای بسیار است و به وضعیتی اشاره دارد که در آن هیجان و سر و صدا به اوج خود میرسد. این واژه در موقعیتهایی به کار میرود که افراد یا گروهها در حال فعالیتهای پرشور و پرهیاهو هستند، به گونهای که نظم و آرامش محیط مختل میشود.
بلغاق میتواند به معنای شور و شوق در جمعهای اجتماعی، جشنها، یا حتی در زمانهای بحران و تنشهای اجتماعی نیز به کار رود. در ادبیات و شعر، این واژه به تصویر کشیدن احساسات شدید و ناآرامیهای درونی یا بیرونی کمک میکند. این واژه نمادی از عدم آرامش و هیجان است که میتواند در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و فردی نمود پیدا کند.
لغت نامه دهخدا
بلغاق. [ ب ُ ] ( اِ ) معرب بلغاک، شور و غوغای بسیار، و بعضی این را مغولی دانسته اند. ( از آنندراج ) ( از هفت قلزم ). بولغاق. بلغاک. و رجوع به بلغاک شود.
فرهنگ معین
(بُ ) ( اِ. ) آشوب، شور و غوغای بسیار.
جمله سازی با بلغاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شد مُلک وجودم از تو بلغاق مرا زین بیشتر بلغاق منمای