برونی‌سازی

مترادف‌ها

بیرونی کردن، خارجی کردن

متضادها

درونی‌سازی

فرهنگستان زبان و ادب

{externalisation/ externalization} [روان شناسی] سازوکاری دفاعی که ازطریق آن اندیشه ها و افکار و احساس ها و ادراک ها به جهان بیرون نسبت داده میشود

ویکی واژه

سازوکاری دفاعی که ازطریق آن اندیشه‌ها و افکار و احساس‌ها و ادراک‌ها به جهان بیرون نسبت داده میشود.

جمله سازی با برونی‌سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اساسا این کودکان از طریق رفتار‌هایی برونی‌سازی شده یا درونی‌سازی شده شناسایی می‌شوند، که بسیار فراتر از هنجارهای سنتی و فرهنگی، قرار می‌گیرند.

💡 در روانشناسی، برونی‌سازی به معنای تبدیل احساسات و تکانه‌های درونی به رفتارهای آشکار و قابل مشاهده توسط دیگران در محیط اجتماعی است.

💡 برخی افراد برای کاهش فشار روانی ناشی از استرس، از روش‌های برونی‌سازی مانند نوشتن خاطرات یا صحبت کردن با درمانگر استفاده می‌کنند.

💡 برونی‌سازی خشم در محیط کار می‌تواند باعث ایجاد تنش‌های جدی میان همکاران و تخریب فضای همکاری در یک سازمان یا شرکت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران