لغت نامه دهخدا
برسیان. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان براآن بخش حومه شهرستان اصفهان. سکنه آن 373 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
برسیان. [ ب َ ] ( اِ ) برسیا. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به برسیا شود.
برسیان. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان براآن بخش حومه شهرستان اصفهان. سکنه آن 373 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
برسیان. [ ب َ ] ( اِ ) برسیا. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به برسیا شود.
(بَ ) ( اِ. ) پرشیان.
۱. گیاهی فاقد شکوفه و گل که در حوالی کوفه می روید.
۲. عشقه.
نوعی خرما.
دهی است از دهستان برا آن بخش حومه شهرستان اصفهان.
اسم: برسیان (پسر) (فارسی)
معنی: نام گیاهی است
برسیان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است. این روستا در مسیر جاده اصفهان ورزنه واقع شده است و تا شهرستان ورزنه ٧۰ کیلومتر فاصله دارد.
این روستا در دهستان براآن شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۷۵۰ نفر ( ۴۳۶خانوار ) بوده است
پرشیان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین ابوعلی طبرسی صاحب مجمع البیان نیز در سال ۵۲۳ قمری به بیهق آمد و در آنجا ساکن شد. او از نزدیکان نقبای آل زباره بود. وفات او در بیهق در سال ۵۴۸ قمری، روی داد و جنازه اش به مشهد منتقل و در آنجا دفن شد. از دلایل مهاجرت او به این سامان، علاوه بر شهرت داشتن بیهق به تشیع، نسبتی بوده که طبرسی با آل زباره داشتهاست، چرا که میان آل زباره و طبرسیان، پیوند مصاهرت بود. طبرسی همچنین کتابهای مجمع البیان و جواهر الجمل خود را به ابومنصور محمد بن یحیی بن هبة الله حسینی - که نقیبی از سادات پرنفوذ آل زباره بوده - اهدا کردهاست.