برزنت

مترادف‌ها

آزبست

فرهنگ معین

(بِ رِ زِ ) [ روس. ازهلندی ] (اِ. ) نوعی پارچة ضخیم و خشن که برای ساختن چادر و روکش و مانند آن ها به کار می رود.

ویکی واژه

ازهلندی
نوعی پارچة ضخیم و خشن که برای ساختن چادر و روکش و مانند آن‌ها به کار می‌رود.

جمله سازی با برزنت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سوکا (به عبری: סוכה) سایبانی است که با آغاز عید سوکوت، یهودیان در کنار خانه یا بالکن آپارتمان خود برپا می‌کنند و سقف آن را با شاخه‌های بزرگ نخل یا درختان دیگر می‌پوشانند. بر طبق فرمان‌های مذهبی، دیوارهای سایبان می‌بایست از پارچه، برزنت یا چوب ساخته شود.

💡 مرا نادان مخوان زیرا که گر تو ز من پرسی تبار و برزنت را

💡 کارگران ساختمانی برای پوشاندن مصالح حساس و جلوگیری از آسیب دیدن آن‌ها در برابر باران‌های شدید، از یک لایه ضخیم و مقاوم برزنت استفاده کردند.

💡 در هنگام کمپ زدن در جنگل، حتماً باید یک برزنت محکم همراه داشته باشید تا بتوانید در صورت بارش ناگهانی باران، پناهگاهی ایمن برای خود بسازید.

💡 کامیون حمل مواد اولیه با یک برزنت آبی رنگ پوشانده شده بود تا گرد و غبار و باد نتوانند محموله را در طول مسیر خراب کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران