برد عجوز

فرهنگ معین

(بَ دِ عَ ) [ ع. ] (ص. ) سرمای پیره - زن، هفت روز آخر زمستان.

ویکی واژه

سرمای پیره - زن، هفت روز آخر زمستان.

جمله سازی با برد عجوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنان از نهیب برد عجوز شیر ناخورده طفل دایه هنوز

💡 برد عجوز ارچه سخت، سخت کمان بود لیک سته شد ز جنگ دشمن کین توز