برتنی

لغت نامه دهخدا

برتنی. [ ب َ ت َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برتن. غرور و تکبر و تجبر. ( برهان ) ( آنندراج ). تبختر. ( ناظم الاطباء ). عجب. کبر. مقابل فروتنی. تبختر و تفاخر. ( مجمعالفرس ):
ندانم کت آموخت این برتنی
ترا با چنین کیش آهرمنی.فردوسی.رجوع به برتن شود.

فرهنگ معین

( ~. تَ ) (حامص. ) غرور، خودبینی، خودنمایی.

فرهنگ عمید

خودبینی، خودنمایی، کبر، غرور.

فرهنگ فارسی

غرور تکبر خودنمایی.

ویکی واژه

غرور، خودبینی، خودنمایی.

جمله سازی با برتنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خداوندا به قدرت بی‌نظیری که حسنی لانظیری برتنیدی

💡 ای منی تا چند مانی و منی ای دنی تا کی غرور و برتنی

💡 دگر مرد درویش با برتنی ز بیچارگان زشت و ناخوش منی

💡 بد و نیک دوستان را به کنایت ار بگفتم به بهینه پرده آن را چو نساج برتنیدم

💡 ز آبی من جهانی برتنیدم پس آنگه آب را پرباد کردم

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز