فرهنگ معین
( برآورد کردن ) ( ~. وُ کَ دَ ) (مص م. ) تخمین زدن.
( برآورد کردن ) ( ~. وُ کَ دَ ) (مص م. ) تخمین زدن.
( بر آورد کردن ) ( مصدر ) تخمین کردن ( قیمت چیزی را )تقویم کردن.
تخمین زدن.
💡 سپهدار برداشت پیچان کمند برآورد کردند سرکش سمند
💡 ز خرج کفش دخل دریا و کان به یک دم برآورد کردن توان