بدقول

لغت نامه دهخدا

بدقول. [ ب َ ق َ / قُو ] ( ص مرکب ) که به قول خود وفا نکند. مخلاف. مقابل خوش قول. ( یادداشت مؤلف ): این مردی بدقول و بی وفا و بدعهد است. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).

فرهنگ فارسی

که به قول خود وفا نکند مخف.

جمله سازی با بدقول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد می گویی فراموشت شده جرم این بدقولی از هوشت شده

💡 نه که بدقولی به یادم می رود بخدا، جان تو، یادم می رود

💡 اگر قولی کند بدقول باشد خوشیش از جایگاه بول باشد

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز