لغت نامه دهخدا
بدخیال. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدگمان.( فرهنگ فارسی معین ). سَی َّءالظن. ( یادداشت مؤلف ).
بدخیال. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدگمان.( فرهنگ فارسی معین ). سَی َّءالظن. ( یادداشت مؤلف ).
( صفت ) بد گمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحذر زان مردمان بدخیال کانبیا قولند و شیطانی فعال
💡 به پیروز روزی و پیروز بختی بزی ایمن از هر بد بدخیالی