بد سابقه

لغت نامه دهخدا

بدسابقه. [ ب َ ب ِ ق َ /ق ِ ] ( ص مرکب ) که دارای سابقه بد است. بدپیشینه.

ویکی واژه

pregiudicato

جمله سازی با بد سابقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هریک (روحانیان مخالف مشروطه) هزارها اوباش و عوام بد سابقه را که لباس روحانیت را در برکرده بودند به نام طلاب با ماهانه کمک خرج دور خود جمع کرده بودند. به‌طور مثل، آقانجفی معروف با آنکه سواد زیادی نداشت حدود ۵۰۰۰ طلبه داشت که برای اجرای اوامرش حاضر بودند و چون قشونی در تمام شئون زندگی مردم، زندگان و حتی مردگان مداخله می‌کردند. چون ثروتمندی می‌مرد تمام هستی اورا به نام سهم امام ضبط و مابین خود قسمت می‌کردند.

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز