لغت نامه دهخدا
بدبیاری. [ ب َ بیا ] ( حامص مرکب ) در تداول عامه، بداقبالی پیاپی. با حوادث بد و شوم روبرو شدن. بدبختی. مقابل خوش بیاری و خوشبختی. ( یادداشت مؤلف ).
بدبیاری. [ ب َ بیا ] ( حامص مرکب ) در تداول عامه، بداقبالی پیاپی. با حوادث بد و شوم روبرو شدن. بدبختی. مقابل خوش بیاری و خوشبختی. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول عامه بد اقبالی پیاپی.
inconveniente
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه بد کردهام من به تو بازگو کزین پس مرا بد بیاری به رو