بازتدفین
مترادفها
دوباره دفن کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{reburial} [باستان شناسی] جابه جا کردن بقایای یک جسد از محلی به محل دیگر
ویکی واژه
جابهجا کردن بقایای یک جسد از محلی به محل دیگر.
جمله سازی با بازتدفین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با شروع قرن بیستم، مقبره تقریباً بهطور کامل ویران شد. در سال ۱۹۲۵ آرامگاه این شاعر حفاری شد و باقیمانده قبر وی برای بازتدفین در مرکز گنجه نبش شد. با این حال، رهبری آذربایجان شوروی دستور داد تا جسد شاعر را در همان مکان تدفین نموده و بنای موقتی به عنوان آرامگاه بسازند.
💡 پس از اتمام تمام مراحل قانونی و استخراج مدارک شناسایی، خانواده متوفی درخواست بازتدفین پیکر را به مراجع ذیصلاح و دادستانی ارائه دادند.
💡 فرآیند بازتدفین اجساد در اثر بلایای طبیعی بسیار پیچیده است و نیاز به دقت بسیار بالا و رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی دارد.
💡 کمیته برگزاری مراسم، تمامی هماهنگیهای لازم را برای بازتدفین پیکر قهرمان ملی در آرامگاه ابدی ایشان به طور کامل و بینقص انجام داده است.