«بازبان» واژهای مرکب است که از دو بخش «باز» و «بان» تشکیل شده است. «باز» نام پرندهای شکاری و شناختهشده است که در طبیعت دیده میشود و به تیزپروازی و شکارگری معروف است. بخش دوم واژه، «بان»، به معنای نگهدار، پاسدار یا کسی که چیزی را تحت کنترل دارد، است. ترکیب «باز» و «بان» نشاندهنده کسی یا چیزی است که با باز سروکار دارد یا مسئول مراقبت از باز است. در کاربرد اصطلاحی، «بازبان» میتواند به فردی اشاره کند که در تربیت و نگهداری باز تخصص دارد و پرنده را برای شکار آموزش میدهد. این واژه در متون ادبی و تاریخی فارسی برای اشاره به مربیان پرندگان شکاری به کار رفته است. به طور ضمنی، «بازبان» نماد مهارت، دقت و ارتباط نزدیک انسان با طبیعت و حیوانات شکاری است.
بازبان
لغت نامه دهخدا
بازبان. ( اِ مرکب ) بازبار. بازبام. نگاهدارنده باز. رجوع به بازبار ( بازیار ) و شعوری ج 1 ورق 180 شود.
فرهنگ عمید
= بازدار
فرهنگ فارسی
نگهدارنده باز
فرهنگ اسم ها
اسم: بازبان (پسر) (کردی)
معنی: کسی که باز را برای شکار تربیت میکند ( نگارش کردی
جمله سازی با بازبان
💡 چون تیغ اگر چه تشنه لبی داردم کباب تر می کنم گلوی جهان بازبان خشک
💡 تا شود چون شمع از روی تو روشن دیده ها بازبان آتشین در انجمن خاموش باش