لغت نامه دهخدا
کرم خورده. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز که آن را کرم خورده و فاسد و ضایع کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).
کرم خورده. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز که آن را کرم خورده و فاسد و ضایع کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).
هر چیز که آنرا کرم خورده و فاسد و ضایع کرده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدید ببر بیان کرم خورده و ضایع هم اوفتاده خم از پشت درکمان رستم
💡 برکنده از حیات، باندک بهانه ایم دندان کرم خورده کام زمانه ایم