«بازبان» واژهای مرکب است که از دو بخش «باز» و «بان» تشکیل شده است. «باز» نام پرندهای شکاری و شناختهشده است که در طبیعت دیده میشود و به تیزپروازی و شکارگری معروف است. بخش دوم واژه، «بان»، به معنای نگهدار، پاسدار یا کسی که چیزی را تحت کنترل دارد، است. ترکیب «باز» و «بان» نشاندهنده کسی یا چیزی است که با باز سروکار دارد یا مسئول مراقبت از باز است. در کاربرد اصطلاحی، «بازبان» میتواند به فردی اشاره کند که در تربیت و نگهداری باز تخصص دارد و پرنده را برای شکار آموزش میدهد. این واژه در متون ادبی و تاریخی فارسی برای اشاره به مربیان پرندگان شکاری به کار رفته است. به طور ضمنی، «بازبان» نماد مهارت، دقت و ارتباط نزدیک انسان با طبیعت و حیوانات شکاری است.
بازبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
معنی: کسی که باز را برای شکار تربیت میکند ( نگارش کردی
جمله سازی با بازبان
چون تیغ اگر چه تشنه لبی داردم کباب تر می کنم گلوی جهان بازبان خشک
تا شود چون شمع از روی تو روشن دیده ها بازبان آتشین در انجمن خاموش باش