فرهنگ معین
(بَ رَ کَ ) (ص مر. ) ۱ - دارای برکت. ۲ - (عا. ) هر چیز که بیش از تصور افزون آید مانند: غذا، پارچه و غیره.
(بَ رَ کَ ) (ص مر. ) ۱ - دارای برکت. ۲ - (عا. ) هر چیز که بیش از تصور افزون آید مانند: غذا، پارچه و غیره.
( صفت ) ۱ - دارای برکت دارای افزونی. ۲ - هر چیز که بیش از تصور افزون آید مثلا غذا پارچه و غیره: ( غذای بابرکتی بود که چندین نفر خوردند و سیر شدند و باز زیاد آید. )
دارای برکت.
هر چیز که بیش از تصور افزون آید مانند: غذا، پارچه و غیره.
💡 به جانب آذربایجان، روان شد. در مدت هفت سال… ارومیه و مراغه و اردبیل و خوی و تبریز و… زنجان و حدود تالش و… مابقی آن مملکت بابرکت را در حیطهٔ ضبط و تصرف خود درآورده…
💡 بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ آنچه ماند آن به است شما را و با بابرکتتر، إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ (۸۶) و من بر شما کوشوان نیستم که من پیغام رسانم.