اکتناز

لغت نامه دهخدا

اکتناز.[ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گرد آمدن مال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گرد آمدن. گرد آمدن و سخت شدن. ( از اقرب الموارد ). || پر شدن هرچه باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || آگنده شدن مغز استخوان. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( المصادر زوزنی ). || پوشیدن چیزی را در ظرف. ( از اقرب الموارد ). || نهادن. برنهادن مالی. گرد کردن. گرد آمدن. گنج نهادن. ( یادداشت مؤلف ): چون سخن به ذکر اکتناز و احتیاز زر و سیم رسیدی فرمودی... ( تاریخ جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - گرد آمدن مال. ۲ - پر شدن هرچه باشد.

فرهنگ عمید

گرد آمدن مال، جمع شدن مال و ثروت.

فرهنگ فارسی

گرد آمدن مال، جمع شدن، پرشدن
( مصدر ) ۱ - گرد آمدن مال. ۲ - پر شدن هر چه باشد. ۳ - گنج نهادن.

ویکی واژه

گرد آمدن مال.
پر شدن هرچه باشد.

جمله سازی با اکتناز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یصف ناقة و انّ السیر تنقّص سنامها بعد تمکّنه و اکتنازه. و قیل علی تخوّف ضدّ البغته ای علی حدوث حالات یخاف منها کالرّیاح و الزّلازل و الصّواعق و لهذا ختم بقوله: «فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ» لانّ فی ذلک مهلة و امتداد وقت فیمکن فیها التّلافی.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز