لغت نامه دهخدا
اوروا. ( اِ ) آردی که بر کنده خمیر پاشند تا بجایی نچسبد. ( یادداشت مؤلف ). آردی که بر سفره گسترند تا خمیر بدان نچسبد.
اوروا. ( اِ ) آردی که بر کنده خمیر پاشند تا بجایی نچسبد. ( یادداشت مؤلف ). آردی که بر سفره گسترند تا خمیر بدان نچسبد.
اوروا ( به ترکی آذربایجانی: Urva ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان قوسار واقع شده است. اوروا ۲۴۷۲ نفر جمعیت دارد. دهستان اوروا شامل روستاهای اوروا و اوروا اوبا است.
در مکان آن اختلاف است.
کشورهای مؤمن به آیین زرتشت در فرگرد اول ویدودات از کتاب بزرگ نسکها. کشورهای مؤمن به آیین زرتشت در فصل اول ویدودات: اریانوئیجو، هاواسوغدا، مورو، نسایا، بخدش، هرویو، وایکرتا، اوروا، هرکانه، هاراخوتی، هئتومنت، رغه، چهرا، ورنا، هپتهندو، رنگها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اوگاندا، آبجوی موز به عنوان موبیسی، در جمهوری دموکراتیک کنگو به عنوان کاسیکسی، در کنیا به عنوان اورواگا و در رواندا و بوروندی به عنوان اورواگوا شناخته میشود.
💡 زمین در گهش ادرار خوار چشم منست ز آب چشم من ادرار اوروان برسان
💡 فضایل مسیحی به چهار فضیلت اصلی و سه فضیلت کلامی تقسیم میشود. اخلاق مسیحی شامل سؤالاتی در مورد چگونگی رفتار ثروتمندان با فقرا، نحوه رفتار با زنان و اخلاقیات جنگ است. اخلاقگرایان مسیحی نیز مانند سایر علمای اخلاق از چارچوبها و دیدگاههای متفاوتی به اخلاق میپردازند. رویکرد اخلاق فضیلت نیز در دهههای اخیر رایج شدهاست، که عمدتاً به دلیل کار السدیر مکاینتایر و استنلی هاورواس است.
💡 ابی عروه (به عربی: ابو اورواه) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مکه واقع شدهاست.
💡 اَترَت نام پدر گرشاسب از خاندان سام و سومین کسی از مردمان بود که نوشابهٔ آیینی هوم را آماده کرد و به پاداش این کار مقدس دو پسر به نامهای گرشاسپ و اورواخشیه به او عطا شد. پدرش شم نام داشت.
💡 جدا شد آن گل باغ ادب ز ماورواست چو زلف سنبل اگر حال ما پریشانست