اوخور

ویکی واژه

مترادف آخور در زبان فارسی، که جایگاهی طاقچه مانند تعبیه شده در طویله برای ریختن علوفه یا کاه و یونجه برای چهارپایانی مانند اسب، خر، گاو، بُز و گوسفند. اِوخُورهَ یِم دؤکدِین؟ به آخور علوفه ریختی؟

جمله سازی با اوخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫نوروز بود و مُرغ شباویز در سُرود‬ ‫بایرامیدی، گئجه قوشی اوخوردی‬

💡 به مجلس از کف اوخوردمی نبید بزرگ بیاد خدمت درگاه میر بار خدای

💡 اوخوروق بیز سیزین ترانه لری یادگار عمرلردن ایللردن

💡 اؤلدورور خلقی، سورا ختمین توتوب یاسین اوخور بار الاها خلقه وئر بو حوققا یاسین دن نجات

💡 از شراب وصل او کردی بهجام از مدام لعل اوخوردی مدام

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز