انگبینه
لغت نامه دهخدا
انگبینه. [ اَ گ َ / گ ُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) نام حلوایی است و آن عسلی باشد که نیک بقوام آورده باشند و بر طبقی ریزند تا سخت شود و دندان گیرگردد. ( برهان قاطع ). نام حلوایی است که از انگبین پزند و در طبقی ریزند تا سرد شود بخورند. ( انجمن آرا )( آنندراج ). مشاش. مشخنه. یعقید. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
شیرینی یا حلوایی که با عسل درست کنند.
فرهنگستان زبان و ادب
{fondant} [علوم و فنّاوری غذا] شهد کم رطوبتی که از جوشاندن و سرد کردن سریع محلول غلیظ قند و شربت گلوکوز و سایر ترکیبات به دست می آید
ویکی واژه
شهد کمرطوبتی که از جوشاندن و سرد کردن سریع محلول غلیظ قند و شربت گلوکوز و سایر ترکیبات به دست میآید.
جمله سازی با انگبینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهون حلقهیِ میم و لو انگبینه چرخِ فلک، ته خَرمنِ خوشهچینه
💡 ز خمی دانگ سنگی چاشنی بس اگر سرکه بود یا انگبینه