انطلاق. [ اِ طِ ] ( ع مص ) رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( از اقرب الموارد ). بشدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || گشاده گردیدن روی و پیدا شدن بشاشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پیدا شدن انبساط در چهره. ( از اقرب الموارد ). گشاده رو شدن. || رها شدن. ( یادداشت مؤلف ). || انطلق به ( مجهولاً ) برده شد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || انطلاق لسان؛ گشاده زبانی. ( از اقرب الموارد ) ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِمص ) گشاده رویی: از جبین سلطان آثار بشر و انطلاق و مکارم اخلاق معاینه دیدند. ( جهانگشای جوینی ).
(اِ طِ ) [ ع. ] (مص ل. ) گشاده رو شدن، روان شدن، رها شدن.
۱. گشاده شدن.
۲. رها شدن.
۳. گشاده رو شدن.
۱ - ( مصدر ) گشاده شدن روان شدن رها شدن. ۲ - گشاده رو شدن. ۳ - ( اسم ) گشادگی رهایی. یا انطلاق لسان. گشاده زبانی.
گشاده رو شدن، روان شدن، رها شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهضت اسیر فی الدنیا انطلاقا فاوثقنی المودة بالقیود
💡 وَ قالَ مُوسی لِأَخِیهِ هارُونَ یعنی عند انطلاقه الی الجیل. چون موسی خواست که بجانب کوه رود بوعدهگاه فرا هارون گفت: کن خلیفتی فیهم، و أصلحهم بحملک ایّاهم علی طاعة اللَّه، و قیل: ارفق بهم، و لا تطع من عصی اللَّه و لا توافقه، فذلک قوله: وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ.
💡 وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ ای لو عزموا علی الخروج لا عدوّا للخروج و الجهاد عُدَّةً اهبة من الزّاد و المرکوب لانّهم کانوا میاسیر و لکِنْ کَرِهَ اللَّهُ، انْبِعاثَهُمْ الانبعاث، الانطلاق فی الحاجة یقول کره اللَّه نهوضهم للخروج فثبّطهم ای حبسهم و خذلهم و کسلهم.